تبليغاتX
خلوت کوچک دخترک

خلوت کوچک دخترک

تــــــــــــــو کوچـــــــــــــــــــه زندگی خیلی پوچــــــــــــــه

امروز خیلی دلم گرفته...

باورم نمی شد بهترین و عزیزترین کسی که تو زندگی دارم اینجوری بهم بی اعتماد بشه ...

شایدم حق با اونه .... نمی دونم

ظهر نرفتم خونه و یه راست رفتم قبرستان اونجا خدا بهت نزدیکتره ... دست خودم نبود تمام صورتم تو چند ثانیه خیس آب شد اونقدر دلم شکسته بود که فهمیدم خدا داره نگام می کنه داره می گه : چرا گریه می کنی ؟ نترس تو تنها نیستی ... من باهاتم ... خودم حقشو کف دستش می زارم حق همونیو که بهت تهمت زده ...

آروم شدم ... دستای خدا هنوز رو شونه هام بود و لحظه به لحظه آرومترم می کرد

گفتم : همه چیز با خودت ... نمی خوام عذابش کنی دلم می خواد به روز من بندازیش تا بفهمه این چند ساعت چی به من گذشت

تو راه که برمی گشتم دلم برای خودم سوخت ... چه پاک و بی ریا بهش دل دادم ... هنوزم دوسش داشتم ... نمی دونستم چطور به دلم حالی کنم !؟....

باد صورتمو نوازش می داد و من چشمامو بسته بودم و راه می رفتم ... حس خوبی بود انگار داشتم با خدا قدم می زدم .

|+|
نوشته شده توسط پرستش در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 15:24
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.

رهگذری او را دید و پرسید: "برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟"
مرد پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم." چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند
|+|
نوشته شده توسط پرستش در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:11
جايگاه ما در اين سرزمين نيست جايگاه داقعي ما در قلب كسانيست كه دوستمان دارند
|+|
نوشته شده توسط پرستش در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 9:4

 

 

خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست ؟

خدايا همه ميگن صلاحم در اين بوده و تو منو دوست داشتي كه اينجور شد ، اگه راست ميگن پس چرا هنوزم داري زجرم ميدي ؟

 

باران باشد !

           تو باشي !

                                          يك خيابان بي انتها باشد ...

 

                به دنيا مي گويم:

              خداحافظ !

|+|
نوشته شده توسط پرستش در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 11:11
اگرشما بخواهید از خدا سوالی بپرسید چی میپرسید؟

دلم میخواست قبل از آنکه آخرین زنگ دنیا به صدا در آید، قبل از آنکه امتحان نهایی قیامت شروع شود، سر کلاسی می نشستم که خدا معلمش بود ، خدا درسش بود و خدا امتحانش بود . آن وقت آن هزار و یک سوالی را که در چهار گوشه ذهنم جا مانده است. با آن همه اشکالی که از ثلث اول عمرم کنارشان علامت سوال گذاشتم از اولین و آخرین معلم دنیا ، یعنی از خدا می پرسیدم. همان خدایی که در عرصه هستی هر ذره را بهر عنایتی آفرید و ادم را که سرامد خلقت بود به گوهر آراست تا مختار باشد که از چهار پایان فروتر رود یا از فرشتگان فراترگردد، میپرسیدم.

از اول کتاب شروع میکردم. از داستان افرینش ادم و امانت الهی و انقدر درباره ان سوال میکردم که خوب خوب یادش بگیرم.چون حتم دارم سخت ترین سوال امتحان از همین جا ست . و اگر این فصل را خوب بفهمم درسهای بعدی ( درد و عشق) را هم راحتتر فرا میگیرم و میتوانم آن موقع بفهمم که عشق چیست و عاشق واقعی کیست؟

دلم میخواست از خدا درباره دل بپرسم ، درخصوص خاصیت اشک و اه و دعای توسل . از خدا بپرسم چرا بعضی از حاجاتمون براورده نمیشود؟دلم میخواست از خدا بپرسم راههای اسمانی را چگونه میتوان کشف کرد؟ نردبانی که به هفتمین اسمان میرسد چند پله دارد؟ دلم میخواست از خدا بپرسم پرده های غیبت چه رنگی است و حقیقت انها چه شکلی دارد؟کاش میشد بپرسم وقتی عشق ضرب در قلب میشود، وقتی خدا به اضافه انسان میشود، وقتی شهید به توان ابدیت میرسد حاصلش چقدر میشود؟

کاش جرات داشتم و می پرسیدم خدایا عشق چند بخش است ، چون مطمئنم که یک بخش نیست . دلم میخواست از خدا بپرسم چه کسی اولین بی وفایی را در دنیا آغاز نمود؟دلم میخواست بپرسم تاریخ اولین دوستی کی بود؟اولین لبخند کی بر لب جاری شد؟ مهربانی از کجا شروع شد؟ اسمان کی آبی شد؟ چه کسی نخستین گریه را سر دادو چرا؟ و گل سرخ چرا زیباست؟ کاش میشد بپرسم اولین عاشق کی شد و اولین انسان کی و چگونه دلش شکست و اولین معلم .... کاش میشد همه این اولین ها را از همان اولین پرسید . کاش میشد سر کلاسی مینشستم که خدا معلمش بود، خدا درسش بود و خدا امتحانش بود.

|+|
نوشته شده توسط پرستش در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 15:16
تنهایی

 در دورانی که ما درآن زندگی می کنیم کمتر کسی هست که تنهایی رو تجربه نکرده باشد. خیلی از اتفاق ها و خیلی از آدم ها باعث تنهایی می شوند.وقتی کسی رو از دست می دهی ویا با بی وفایی دیگران رو برو می شوی تنهایی رو حس می کنی.

  •  مسیر جاده زندگی گاهی به بی راه می رسد که در انجا تنهایی رو با تمام وجود حس می کنی...

 

 

                     tanha

|+|
نوشته شده توسط پرستش در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 10:54
درس اخلاق

 

گنجشکه داشت تو سرما پرواز ميکرد که افتاد روي زمين و يخ زد گاوه داشت رد ميشد ريد روش يخش باز شد و شروع کرد به جيک جيک کردن يه گربه صداشو شنيد اومد بي تربيتي گاوه رو پاک کرد و گنجيشکه رو خورد نتبجه اینکه:

۱- اگه کسي روت ريد دشمنت نيست
۲- اگه کسي تورو از بيتربيتي کسي تميز کرد دوستت نيست
۳- اگه تا گلو توي ... گير کردي صدات در نياد

 

|+|
نوشته شده توسط پرستش در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 11:18
 

اگر عابدان همان قدر كه در شكوه و عيب جويي صرف وقت مي كنند، براي عبادت شان چنين مي كردند، در مي يافتند 

كه جاي هيچ نكوهشي نمي ماند.

 انهايي كه با ديدن خورشيد درخشنده لب به نيايش نمي گشايند، ان دم كه توده ابرهاي توفاني انباشته مي شوند، نمي

دانند چگونه دست به دعا بردارند

عشق به خدا

                           

 

 بي شك اين عشق و نيت پاك من است كه در تمامي روزهاي زندگي همراهي ام خواهد كرد. در پناه اوست كه

جاودانه به سر خواهم برد.

 

می خوام از صفر شروع کنم خیلی ازش دور شدم مگه خودش منو ببخشه

 

خدایا کمک کن تا خسته نشم و ادامه بدم

|+|
نوشته شده توسط پرستش در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 15:25

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

هميشه تلخترين لحظه ها رو تو زندگيت همون کسي مي سازه که يه وقتي قشنگترين لحظه هارو ساخته بود

امشب دلم بدجوري گرفته. امشب دلم بدجوري شكسته. فقط به خدا پناه ميبرم.............. خدايا كمكم كن.

|+|
نوشته شده توسط پرستش در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 17:46

تقدیم به همه دوستای گلم

اینو زدم که بگم دربست...

 

|+|
نوشته شده توسط پرستش در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 15:28